خانه

ابزارها

دوره ها

پادکست

محتوا

خانه

ابزارها

دوره ها

محتوا

داستان PFX1

از مهندسی پرواز تا مهندسی تصمیم در بازار


PFX1 از یک دوره آموزشی یا یک ایده تبلیغاتی آغاز نشد؛ حاصل مسیری واقعی است که از مهندسی و برنامه‌نویسی شروع شد، از میان زیان، تحقیق و تجربه بازار عبور کرد و در نهایت به یک سؤال مشخص رسید:

چگونه می‌توان معامله‌گری را از مجموعه‌ای از تصمیم‌های لحظه‌ای، به فرآیندی شفاف، قابل‌اندازه‌گیری و قابل اجرا تبدیل کرد؟

داستان در چند نقطه کلیدی

مسیر شکل‌گیری PFX1

PFX1 حاصل یک مسیر خطی و از پیش طراحی‌شده نبود؛ هر مرحله از تجربه، زیان، تحقیق، مهندسی و آموزش، بخشی از ساخت سیستمی را شکل داد که امروز مبنای نگاه ما به معامله‌گری است.

۱۳۹۹

مرحله ۰۱

مسیری که قرار نبود به ترید برسد

پذیرش در مهندسی هوافضای دانشگاه خواجه‌نصیر و تأخیر شروع دانشگاه در دوران کرونا، فرصتی ایجاد کرد تا برنامه‌نویسی جدی‌تر دنبال شود؛ مسیری که در حاشیه آن، نخستین آشنایی با فارکس شکل گرفت.

سال ۱۳۹۹ با رتبه ۴۷۷ کنکور ریاضی در رشته مهندسی هوافضای دانشگاه خواجه‌نصیرالدین طوسی پذیرفته شدم. به‌دلیل شرایط کرونا، شروع دانشگاه با تأخیر همراه بود و این فاصله فرصتی شد تا یادگیری برنامه‌نویسی را جدی‌تر دنبال کنم. در همان دوره، از طریق یکی از آشنایان با فردی آشنا شدم که در کنار برنامه‌نویسی، در بازار فارکس نیز فعالیت داشت. هدف من از این ارتباط، یادگیری برنامه‌نویسی بود؛ اما در همان محیط برای نخستین‌بار با مفهوم ترید و بازارهای مالی آشنا شدم.
تجربه بازار
مرحله ۰۲

۰۲ — ورود اتفاقی به بازار

ترید نتیجه یک تصمیم از پیش طراحی‌شده نبود؛ در حاشیه یادگیری برنامه‌نویسی وارد زندگی شد، اما پیچیدگی‌ها و پرسش‌های بازار خیلی زود آن را به موضوعی جدی برای بررسی تبدیل کرد.
ورود من به این مسیر نتیجه یک تصمیم از پیش طراحی‌شده نبود. ترید در حاشیه یادگیری برنامه‌نویسی وارد زندگی‌ام شد؛ اما پرسش‌ها و پیچیدگی‌های بازار خیلی زود توجه من را به خود جلب کرد. آنچه در ابتدا فقط یک آشنایی تازه بود، به‌تدریج به مسیری تبدیل شد که می‌خواستم آن را جدی‌تر بررسی کنم.
مسئولیت واقعی
مرحله ۰۳

۰۳ — دانشگاه و تجربه واقعی معامله‌گری

فعالیت روی یک حساب کوچک، معرفی به نخستین سرمایه‌گذار، تجربه کار در بندرعباس و سپس بازگشت به تهران، معامله‌گری را از مطالعه شخصی به مسئولیتی واقعی تبدیل کرد.
با شروع دانشگاه، فعالیت در بازار را در کنار تحصیل ادامه دادم. ابتدا روی یک حساب شخصی کوچک کار می‌کردم و بیشتر زمانم صرف مطالعه، آزمودن ایده‌ها و شناخت رفتار بازار می‌شد. مدتی بعد، همان ارتباطی که از طریق آن با ترید آشنا شده بودم، زمینه معرفی من به نخستین سرمایه‌گذار را فراهم کرد. این اتفاق باعث شد معامله‌گری خیلی زود از مرحله مطالعه و فعالیت روی یک حساب شخصی کوچک عبور کند و به مسئولیتی واقعی تبدیل شود. برای اینکه بتوانم این فرصت را جدی‌تر دنبال کنم، برای مدتی روند دانشگاه را متوقف کردم و از دارابگرد در استان فارس به بندرعباس رفتم؛ جایی که سرمایه‌گذار فضای کاری مجهزی را برای فعالیت در بازار در اختیارم قرار داده بود. مدتی بعد همکاری را از راه دور ادامه دادم و برای ازسرگرفتن دانشگاه و آغاز زندگی مستقل به تهران رفتم. از آن زمان، زندگی من میان دو مسئولیت جدی تقسیم شد: تحصیل مهندسی هوافضا و فعالیت در بازار.
بازطراحی
مرحله ۰۴

۰۴ — زیان و بازطراحی نگاه

یک دوره زیان نشان داد سیستم‌های جذاب و پیچیده، زمانی که در اجرا تفسیرپذیر باشند، نمی‌توانند ثبات ایجاد کنند. این تجربه آغاز بازطراحی نگاه به سیستم معاملاتی بود.
دو سال ابتدایی مسیر با حجم زیادی از اطلاعات، استراتژی‌ها و قوانین همراه بود. سیستم‌ها روی کاغذ منظم به نظر می‌رسیدند؛ اما در اجرای واقعی، ابهام و تفسیرپذیری باعث می‌شد قضاوت شخصی جای سیستم را بگیرد. یک دوره زیان، نقطه‌ای بود که نگاه من را به‌طور جدی تغییر داد. بخش مهمی از تجربه‌های ابتدایی من نه از معاملات موفق، بلکه از زیان، تلاش برای جبران آن و شناخت اشتباهاتی شکل گرفت که نمی‌خواستم دوباره تکرار شوند. در همین دوره، نخستین سیستم ساده و محدود خود را طراحی کردم. آن سیستم از نظر نتیجه موفق نبود، اما قوانینش آن‌قدر شفاف بودند که توانستم بدون سرپیچی، آن را تا پایان اجرا کنم.
شفافیت قوانین
مرحله ۰۵

۰۵ — مسئله، کمبود دانش نبود

نتیجه اصلی روشن بود: یک سیستم ناموفق اما شفاف، ارزشمندتر از ایده‌ای جذاب اما اجرا‌ناپذیر است. مسئله اصلی، نبود قوانینی بود که بدون تفسیر شخصی اجرا شوند.
هرجا قوانین مبهم می‌شدند، قضاوت شخصی جای سیستم را می‌گرفت. یک تصمیم خارج از چارچوب، تصمیم بعدی را تحت‌تأثیر قرار می‌داد و در نهایت کنترل حساب از بین می‌رفت. همین تجربه یک نتیجه مهم داشت: یک سیستم ناموفق اما شفاف، بسیار ارزشمندتر از یک ایده جذاب اما اجرا‌ناپذیر است. از آنجا متوجه شدم مسئله اصلی بسیاری از معامله‌گران، کمبود دانش یا استراتژی نیست؛ مسئله، نبود قوانینی است که در لحظه تصمیم بتوان بدون تفسیر شخصی اجرا کرد.
نگاه محدود
مرحله ۰۶

۰۶ — شکل‌گیری نگاه محدود و کندل‌به‌کندل

برای کاهش ابهام، دامنه اطلاعات تصمیم‌گیری محدود شد. تحلیل از ابتدای هر سشن آغاز می‌شود و هر تصمیم بر اساس ساختار جاری و قوانین از پیش نوشته‌شده اجرا می‌شود.
برای کاهش ابهام، تصمیم گرفتم دامنه اطلاعاتی را که در لحظه معامله بررسی می‌کنم محدود کنم. در این رویکرد، تحلیل از ابتدای هر سشن آغاز می‌شود. اتفاق‌ها و کندل‌های پیش از این نقطه وارد فرآیند تصمیم‌گیری جاری نمی‌شوند. هر کندل جدید بخشی از ساختاری است که از همان لحظه در حال شکل‌گیری است. هدف از محدودکردن نگاه، نادیده‌گرفتن بازار نبود؛ هدف، حذف اطلاعاتی بود که می‌توانست تصمیم را پیچیده، مبهم یا تحت‌تأثیر برداشت‌های قبلی کند. در چنین ساختاری، تصمیم در لحظه ساخته نمی‌شود؛ در لحظه اجرا می‌شود.
مهندسی سیستم
مرحله ۰۷

۰۷ — ورود مهندسی، برنامه‌نویسی و ابزارها

تفکر سیستمی، مدل‌سازی و برنامه‌نویسی هوافضا وارد معامله‌گری شد و زمینه ساخت اندیکاتورها، اکسپرت‌ها و ربات‌هایی را فراهم کرد که دستیار اجرای دقیق قوانین باشند.

چهار سال تحصیل در مهندسی هوافضا، ساختار ذهنی من را به‌شکل محسوسی تغییر داد. مدل‌سازی‌های فیزیکی، برنامه‌نویسی‌های دانشگاهی، تحلیل سیستم‌ها و پروژه پایانی طراحی کوادکوپتر، یک اصل را بارها تکرار می‌کردند:

یک سیستم مناسب فقط در شرایط ایدئال کار نمی‌کند؛ باید برای تغییرات، خطاها و شرایط پیش‌بینی‌نشده نیز واکنش تعریف‌شده داشته باشد.

همین نگاه وارد معامله‌گری شد. در محیط دانشگاه، آشنایی با یکی از استادان برجسته حوزه کنترل پرواز که تجربه برنامه‌نویسی برای بازارهای مالی داشت، مسیر تازه‌ای ایجاد کرد.

نتیجه این همکاری، ساخت اندیکاتورها، اکسپرت‌ها و ربات‌هایی بود که قرار نبود جای معامله‌گر تصمیم بگیرند؛ آن‌ها به‌عنوان دستیار معاملاتی طراحی شدند تا اجرای قوانین را دقیق‌تر، سریع‌تر و قابل‌اندازه‌گیری‌تر کنند.

از ۱۴۰۲
مرحله ۰۸

۰۸ — تحقیق روی داده و آموزش از ۱۴۰۲

بک‌تست‌های بلندمدت، بررسی صدها نمونه بازار، مطالعه عمیق Al Brooks و آغاز آموزش از سال ۱۴۰۲، سیستم را به آزمایشگاهی برای سنجش شفافیت و قابلیت اجرای قوانین تبدیل کرد.
برای اینکه یک ایده از برداشت شخصی فاصله بگیرد، باید قابل آزمون باشد. بک‌تست‌های بلندمدت و بررسی تخصصی موضوعات مشخص، بخش مهمی از فرآیند توسعه سیستم‌ها شد. برای بعضی تحقیقات، نزدیک به هزار اسلاید از نمونه‌های بازار را در پاورپوینت کنار یکدیگر قرار می‌دادم. هدف این بود که مشخص شود چه چیزی تکرار می‌شود، چه پارامتری قابل‌اندازه‌گیری است، کدام بخش فقط برداشت شخصی است و چه قانونی را می‌توان در اجرای زنده بدون ابهام استفاده کرد. مطالعه عمیق کتاب‌ها و دوره‌های Al Brooks نقش مهمی در شکل‌گیری پایه‌های تحلیلی داشت؛ اما این حجم از دانش باید به قوانینی محدودتر، شفاف‌تر و قابل‌اندازه‌گیری تبدیل می‌شد. از سال ۱۴۰۲ آموزش را با افرادی آغاز کردم که برای یادگیری و تمرین این مسیر جدیت کافی داشتند. آموزش فقط انتقال تجربه نبود؛ آزمونی بود برای اینکه مشخص شود یک سیستم تا چه اندازه می‌تواند برای ذهن‌های مختلف، شفاف و قابل اجرا باقی بماند.
امروز
مرحله ۰۹

۰۹ — تیم، سرمایه‌گذاران و امروز PFX1

افزایش همکاری با سرمایه‌گذاران، شکل‌گیری تیم و توسعه ابزارهای کمکی، یک روش شخصی را به ساختاری مشترک و قابل‌اندازه‌گیری تبدیل کرد؛ ساختاری که امروز با نام PFX1 ادامه دارد.
با افزایش همکاری با سرمایه‌گذاران، مسئولیت فعالیت نیز تغییر کرد. برای ادامه مسیر، به معامله‌گرانی نیاز بود که فقط تحلیل بازار را ندانند؛ بلکه بتوانند در یک فرآیند مشترک، قوانین را با دقت و ثبات اجرا کنند. تجربه آموزش به شکل‌گیری تیم معامله‌گری کمک کرد و در کنار آن، ابزارهایی توسعه پیدا کردند تا محاسبات، هشدارها و بعضی از مراحل اجرایی را دقیق‌تر کنند. هدف این ابزارها حذف معامله‌گر نبود؛ بلکه کاهش خطای انسانی و محدودکردن تصمیم‌های خارج از چارچوب بود. PFX1 امروز فضایی تخصصی برای ترید سیستماتیک است؛ فضایی که معامله‌گر در آن فقط تحلیل یاد نمی‌گیرد، بلکه فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای خود را می‌سازد. تمرکز PFX1 بر تبدیل دانش و قوانین معاملاتی به فرآیندی شفاف، قابل اجرا و قابل‌اندازه‌گیری است؛ فرآیندی که معامله‌گر بتواند آن را با نظم اجرا کند، عملکردش را بسنجد و بر اساس داده توسعه دهد.